محسن چاوشی – در آستانه ی پیری

ریتم : ۴/۴

ترانه سرا : حسین صفا
آهنگساز ، تنظیم کننده و میکس و مسترینگ : محسن چاوشی

 

در آستانه ی پیری ، گلایه از شبِ دنیا

بد است مردِ حسابی ، به احترامِ دیازپام

بدونِ قصه و بوسه ، تلاش کن که بخوابی

تو مثل برده ی خانه ، وبالِ گردنِ روزی

کسی نگفت نباید ، که از نهاد بسوزی

تو آفتاب نبودی ، که بی دریغ بتابی

چه اسبها که درونت به اهتزاز درآمد

به شیهه عمرِ گلویت ، کشان کشان به سر آمد

تو را که بست به گاری ، که روز مزدِ عذابی

لگد زدند به شیری ، که صبر غرش او بود

شکست یوزپلنگی ، که رامو آینه خو بود

و از فرازِ دهانی ، سقوط کرد عقابی

دلیر ماندی و نان را ، به خون زدی که نمیری

به هرزه پا ندواندی از این دوندگی آخر

چه میرسد به جماعت جز آخوری و طنابی

شناسِ عالمی اما ، شناسنامه نداری

و دائم الغمی اما ، خودت ادامه نداری

غرورِ منقطع النسل ، عماره سازِ خرابی

تو برگزیده نبودی ، قبول کن که نبودی

قبول کن که رسولی بدونِ معجزه هستی

بلند مسئله هستی ، ولی بدونِ کتابی

دریچه ای که تپیدو ، جهانِ کوچک ما را

به نور خواند گرفته ست ، بیا و زنده شو ای ماه

که مثلِ فاتحه هر شب ، بر این دریچه بتابی

هزار ماهیِ تنها ، فدای آبیِ دریا

هزار بسته مسکن ، فدای این غمِ برنا

هزار گله ی درنا ، فدای وسعتِ آبی

گلایه از شبِ کوچک ، و نق به شیوه ی کودک

بس است حزنِ مبارک ، شبت بلند غمت نیز

غمت بخیر شبت نیز ، شب است مردِ حسابی